مریم اوزرلی که بیشتر ایرانیان وی را با نام خرم سلطان
می شناسند که معروف ترین اثر وی در زندگی حرفه ای کاریش سریال «سدهی
باشکوه»(یا همان حریم سلطان)است عروس میشود.
مریم اوزرلی، بازیگر نقش خرم سلطان، مدتیست که با جان آتِش، مدیر یکی از شرکتهای بزرگ بیمهی ترکیه، رابطه دارد.
مریم
اوزرلی که از بدو ورودش به ترکیه، و شروع فیلمبرداری سریال سدهی باشکوه
یا همان حریم سلطان خودمان، در هتل اقامت داشته است، بعد از دو سال، ماه
گذشته به آپارتمانی در منظقهی لِوِنت در استانبول اسبابکشی کرد. خانم
سلطان که با جان آتِش همخانه شده، ماه گذشته او را برای آشنایی با
خانوادهاش به آلمان برده است.

مریم اوزرلی در صفحههای شبکهی اجتماعی خود اعتراف کرده است که ” سرگردان یک “آتش” شدهام و با او پیش میروم”. او معتقد است که رابطهاش با پسرِ جان که از ازدواج اول اوست، بسیار خوب است و میتوانند زندگی خوبی را کنار هم داشته باشند.
به نظر میرسد که جشن عقد این زوج سرشناس بلافاصله بعد از پایان این فصل از سریال حریم سلطان باشد. این زوج اعلام کردهاند که دو جشن عروسی مفصل، یکی در آلمان و یکی در ترکیه خواهند داشت.
سایت گویا نیوز تصاویری از کنسرت ابی منتشر کرد و مدعی شد زنی که در شوی این خواننده لس آنجلسی و کنار او در بالای سن قرار گرفته است کتایون ریاحی بازیگر نقش زلیخا در سریال حضرت یوسف (ع) است.
گفتنی است در پی تحول روحی که برای خانم کتایون ریاحی به خاطر قرار گرفتن در نقش زلیخا پدید آمد موجب شد تا برای مدت نامعلومی به دنیای بازیگری پشت پا بزند.
به گزارش پارس به نقل از کافه سینما، همواره ازدواج و جدایی ستارگان یکی از موضوعات جذاب برای مخاطبان سینماست. سایت کافه سینما چند طلاق پرسروصدای سینما را در گزارشی یادآوری کرده که در ادامه می خوانید:
![]()
نیما بانکی / لیلی رشیدی
لیلی رشیدی و نیما بانکی چند سالی می شود که از یکدیگر جدا شده اند. نیما بانکی را اگر از «پراید تهران یازده» به یاد نداشته باشید، در آگهی های سامسونگ با لباس برزیل یا با کت و شلوار در حالی که پایش را از قاب ال سی دی بیرون گذاشته، دیده اید. حاصل زندگی مشترک این دو، پسری است که با مادرش پیش خانواده رشیدی زندگی می کند.
![]()
داریوش فرهنگ / سوسن تسلیمی
فرهنگ و تسلیمی از طریق گروه تئاتر پیاده با همدیگر آشنا شده بودند، پس از مدت ها زندگی مشترک سرانجام فرصت پیدا کردند تا در فیلم «شاید وقتی دیگر» ساخته بهرام بیضایی، نقش زن و شوهر را بازی کنند. تسلیمی، پس از این فیلم، همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز یکی از چهره های سرشناس تئاتر سوئد است اما داریوش فرهنگ مانده و فیلمسازی و بازیگری را تا امروز ادامه داده است.
خسرو شکیبایی / تانیا جوهری
![]()
شاید خیلی ها ندانند که شکیبایی در دهه 40 کار خودش را با دوبلوری شروع کرد و پس از ناکامی در این رشته به تئاتر رفت و سال ها گذشت تا دوباره با فیلم «خط قرمز» مسعود کیمیایی به سینما بازگشت. تانیا جوهری هم در همان سال های دهه 50 بازیگر تئاتر بود. این رابطه که منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هیچ یک از این دو، آدم های معروفی نبودند و در سال های بعد در حرفه شان سرشناس شدند.
آیدین آغداشلو / شهره آغداشلو
![]()
آیدین آغداشلو که نقاش، طراح، گرافیست و نویسنده ای تواناست، سال ها قبل، پس از یک ازدواج ناموفق و در حالی که دختری به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج کحرد. شهره در فیلم های علی حاتمی (سوته دلان) و عباس کیارستمی (گزارش) بازی کرد و با تحسین مواجه شده بود و کم کم داشت به بازیگری توانا تبدیل می شد. شهره آغداشلو که با بازی در فیلم «خانه ای از شن و مه» و نامزدی اسکار، امروزه یک بازیگر معتبر در عرصه جهانی است، از آیدین جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختری به او داده که ظاهرا او هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت و گوهایش همواره از آیدین آغداشلو به عنوان کسی یاد کرده است که دوران سعادتمندی را با هم سپری کرده اند.
ابوالفضل پورعرب / آناهیتا نعمتی
![]()
زمانی که ابوالفضل پورعرب با آناهیتا نعمتی ازدواج کرد، بازیگر بسیار معروفی بود. از آنطرف، آناهیتا نعمتی تازه با فیلم خوش ساخت «هیوا»، ساخته رسول ملاقلی پور، وارد سینما شده بود و به عنوان یک چهره جوان و با استعداد، اول راه بود. از طلاق این دو حدود 8 سال می گذرد.
بابک ریاحی پور / مهتاب کرامتی
![]()
بابک ریاحی پور یکی از معروف ترین نوازنده های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می کند. مهتاب کرامتی از سال 1377 با بازی در فیلم «مردی از جنس بلور» پایش به سینمای ایران باز شد. جالب اینکه ریاحی پور زودتر از کرامتی به سینما آمده بود. او در سال 1374 برای موسیقی فیلم «فاتح» نوازندگی کرده بود؛ کاری که بعدها ریاحی پور کمتر سراغ آن رفت ولی مهتاب کرامتی با جدیت، حضور در سینما و تلویزیون را ادامه داد و خیلی زود به ستاره سینمای ایران تبدیل شد. حالا مهتاب کرامتی تنها زندگی می کند و علاوه بر بازیگری و فعالیت در یونیسف، در یک موسسه طراحی و تولید لباس هم حسابی مشغول است.
یوسف مرادیان / سارا خویینی ها
![]()
این دو بازیگر که زمانی با یکدیگر زیر یک سقف زندگی می کردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعالیت قبلی شان که همان بازیگری در سینما و تلویزیون است، ادامه می دهند.
گلشیفته فراهانی، در حاشیه اکران فیلم «سنگ صبور» در پاریس با فرح دیبا، همسر شاه مخلوع ایران عکس یادگاری انداخت.


به
دیدن دخترم بیتا٬ که در ایالت دیگری به دانشگاه میرود، رفته بودم.
خوشحالم چند روزی در خلوت هم بودیم، موقعیتی که در دنیای شلوغ این روزها،
کمتر برای والدین و فرزندان پیش میآید. داریوش
سرمربی سابق پرسپولیس به دلیل تعویق در پرداخت اقساط وام خود، با ویلایش در لواسان خداحافظی كرد.به نقل از جام، علی پروین كه نزد هواداران این تیم به سلطان معروف است، به دلیل عدم پرداخت اقساط خود به یك بانك خصوصی در قبال وامی كه دریافت كرده بود، مجبور شد تا سند رهنی را اعطا كند و سند رهنی هم سندی نبود جز سند ویلای باشكوه سلطان در لواسان!! تا به این ترتیب این بانك خصوصی، ویلای پروین را مصادره كند.
گفته میشود كه این بانك خصوصی سالها قبل وامی كلانی را به این پروین اعطا كرد كه اقساط آن توسط سلطان پرداخت نشد.
خانم خواننده لبنانی «هیفا وهبی» نسبت به انتشار اخباری در مورد ازدواجش با سید حسن نصرالله واکنش نشان داد.
به گزارش سرویس بین الملل انتخاب ؛ وی اخباری را که از زبان وی پخش کرده اند که گویا در دوران نوجوانیش، همسر حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان بوده است را رد کرده است.
هیفا به شیوه ای تمسخرآمیز به این شایعه به مجله ی"لها" می گوید: احتمالاً در آینده همسر اوباما شوم.
نخستین گفتوگوی رسانهیی رسمی و واقعی با «حبیب» در ایران

«حبیب محبیان» دو سه سالی هست که گهگاه در خیابانهای تهران دیده میشود و انتشار عکسهای یادگاری دوستدارانش با این خواننده در خیابانهای تهران و برخی نقاط دیگر کشور، دیگر هیچ شک و شبههای را در بین مخاطبان موسیقی باقی نگذاشته که همانگونه که برخی اخبار از این واقعیت حکایت میکرد، او در ایران است و وطنش را برای ادامهی فعالیتهای هنریاش انتخاب کرده است.
اما در سالهای گذشته صحبتها و حرف و حدیثهای فراوانی هم در این زمینه مطرح شده که هیچگاه از سوی مسوولان به طور رسمی تائید یا تکذیب نشده است. نبود هیچ اظهار نظر رسمی از سوی مدیران عالی فرهنگی، باعث شد هر روز شاهد شایعات و اخبار درگوشی دربارهی این خواننده، در محافل و سایتهای خبری باشیم تا رفته رفته ماجرای «حبیب» و ادامهی فعالیتهای او در داخل کشور، سوال بزرگ بسیاری از اهالی هنر در ایران باشد.
در این بین و حدود سه هفته پیش، انتشار قطعه دو صدایی حبیب و «سمیر زند» (خواننده جوان داخلی)، باعث شد گمانهزنیها برای انتشار رسمی آلبوم حبیب در ایران بیشتر و بیشتر شود و همین موضوع باعث شد به سراغ این خواننده برویم و پاسخ تمام سوالاتی را که در همه این سالها درباره او مطرح بوده، از زبان خودش، بشنویم. گفتوگوی بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) که در ادامه میخوانید، بهگفتهی اطرافیان این خواننده، نخستین گفتوگوی رسانهیی رسمی و واقعی حبیب در داخل کشور است که در استودیویی در یکی از ساختمانهای محلهی الهیهی تهران انجام شده است.
* موضوع انتشار آلبوم شما در داخل کشور چقدر صحت دارد؟ صحبت ها و حرف و حدیث های فراوانی در این یکی دو ساله مطرح شده است. خودتان خیلی واضح در اینباره صحبت می کنید؟ واقعا مذاکره ای با مقامات مسئول در این راستا صورت گرفته است؟
انتشار آلبومم در ایران کاملا جدی است. شاید کمی زمانش طولانی شده باشد اما مذاکرات صورت گرفته و جلسات فراوانی برگزار شده است. مقامات ارشدی، موافقت خود را حتی به صورت مکتوب به من اعلام کردهاند و از آن لحاظ هیچ مشکلی وجود ندارد. این مدارک همه مستند و موجود است و مشکلی نیست.
* پس این همه تاخیر در انتشار اثر، چه دلیل خاصی میتواند داشته باشد؟
به خاطر وجود برخی افراد شخصی و غیر دولتی که انگیزههای مالی عجیب و غریبی را سعی داشتند با من محقق کنند، کار کمی عقب افتاده؛ انتشار آلبوم منظورم است. در حال حاضر هم نسخه نهایی آلبوم در حال میکس و مسترینگ است و منتظر یک اتفاق یا موقعیت خوب هستیم که بعد از انجام مراحل مجوز، آلبوم را در داخل کشور منتشر کنیم.
*صحت دارد که در آلبوم جدید قطعاتی را برای جنگ و دفاع مقدس هم خواندهاید؟
بله. قطعهای به نام «عشقهای خدایی» را در آلبوم جدید برای آن دوره خاص تاریخ ایران ساختهام.
* این تصمیم شما برای ساختن این آثار را باید تصمیمی سفارشی برای اخذ آسانتر مجوز به حساب آورد؟
برخلاف خیلیها که فکر می کنند این آثار را برای گرفتن مجوز تولید کردهام، باید بگویم من برای اعتقادات قلبیام نیازی به مجوز نمیبینم. این آثار را در سال 2006 ساختهام. در سالهایی که اصلا قرار نبود به ایران بیایم. این بهترین جوابی است که میتوانم به تو بدهم که همه بفهمند ارادت من به شهدا و رزمندگان چیزی دلی است و برایم مهم است که از مفاهیم اعتقادیام سوء برداشتی صورت نگیرد.
*تصاویر عجیب و تکان دهندهای هم در ویدئوی این آثار شما به چشم میآید که روح هر بینندهای را منقلب میکند. این تصاویر چطور متولد شدهاند؟
من چهار سال اول جنگ را در ایران بودم و جزو کسانی نبودم که بلافاصله بعد از انقلاب از ایران خارج شدند. کاملا با حال و هوای جنگ در ایران آشنا بودم و هستم و تصاویر آن هنوز هم در ذهن من مانده است. تصاویری که در این ویدئوها آمده، تصاویری است که از جنگ در ذهن من بوده و با چشم خودم آنها را دیدهام.
رابطه من با جنگ یک رابطه کاملا حسی و عمیق است و در هیچ برههای از زندگی هنریام، کار یا قطعهای را به سفارش جایی اجرا نکردهام و نخواندهام و اصولا اعتقاد دارم اگر در اثری، رابطهای حسی و عمیق نباشد، بدون شک آن اثر نمیتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.
* عدهای در اوایل حضور شما سعی کردند بازگشتتان را به نام خودشان ثبت کنند. آیا شما با میل خودتان به ایران برگشتید یا در این بین پای فرد خاصی از مقامات دولتی یا غیر دولتی در میان بوده است؟
من فقط به خاطر عشقم به ایران و مردم ایران به کشورم برگشتهام و هیچ مقام و فرد خاصی در این تصمیم دخیل نبوده است. من زندگی کردن در کنار هموطنانم را انتخاب کردم و فعالیت هنری برای هموطنانم حس خوبی را به سمت من متصاعد میکرد که همین باعث شد، تصمیم به بازگشت بگیرم. علاقه و خواست خانوادهام هم برای بازگشت به ایران در این تصمیم من بیتاثیر نبوده است.
* بازگشت به ایران را باید فصل جدیدی از فعالیتهای هنری شما به حساب آورد؟
قطعا همین طور است. من سعی دارم جوانان هنردوست ایرانی را در انتخابهایشان کمک کنم و فضای موسیقی داخلی را عوض کنم.
* انتشار قطعه جدید شما بهنام «محکوم» با خواننده جوان و مجاز داخلی «سمیر زند»، اتفاقی بود که خیلیها را شگفتزده کرد. از جنبههای دیگر که بگذریم، آیا این حرکت بهمعنای اعلام شما مبنی بر دغدغه داشتن و مهم دانستن همراهی و یاری به جوانانی است که در داخل کشور فعالیت میکنند؟
قطعا دور جدید فعالیتهای من در ایران، با اتفاقات و غافلگیریهای زیادی همراه خواهد بود. یکی از وظایف من کمک به جریان موسیقی روز کشور است و در هر کسی که آن قابلیتهای مورد نظر را ببینم، حتما برای همکاری و کمک، چیزی را دریغ نمی کنم. ایشان هم جزو کسانی بودند که از قبل رزومهشان را دیده بودم و همین باعث شد، این همکاری صورت بگیرد.
* اقامت در شمال کشور و حضورنداشتنتان در پایتخت هم از آن دست اتفاقاتی بود که شایعات زیادی را در پی داشت. آیا صحت دارد که در پایتخت مزاحمتهایی از سوی افراد ناشناس نسبت به شما و خانوادهتان صورت گرفته است؟
نه؛ این شایعات به گوش خودم هم رسید اما واقعا هیچ مشکلی در تهران و زندگی در پایتخت نداشتم و فضای آرام و پاکیزه شمال کشور را برای ادامه فعالیتهایم بهتر و مناسبتر دانستم. سکوت شمال به من انرژی میدهد تا بهتر در مورد زندگی و فعالیتهایم فکر کنم و تصمیم بگیرم.
* هنر و هنرمند مقام والایی دارند. درباره نفوذ نگاههای سیاسی به هنر چه اعتقادی دارید؟ آیا سیاست و هنر در یک مقوله میگنجند؟
هنرمند عضوی از جامعهای است که در آن زندگی میکند. با این تفاوت که با ابزاری که در اختیار دارد، فکرها و تفکرات مردم را در جامعه با شعر و ملودی فریاد میزند تا همه درجریان دغدغههای آنها باشند اما در این بین وظایف دیگری هم دارد. تولید خوراک فکری سالم و به دور از هر گونه آلودگی و راهنمایی جوانان به مسیر درست، تعهدات مهم یک هنرمند است که آنها را با آثارش به جامعه تزریق میکند. هنرمند با مردم و برای مردم زندگی میکند. هیچوقت کاری با سیاست نداشته و ندارم اتفاقا همیشه هم از آن فراری بودهام. تاریخ نشان داده که بزرگترین برندهها در جهان و در مقوله هنر، کسانی بودهاند که بهنوعی صدای مردم زمان خودشان بودهاند. این برای من از همهچیز مهمتر است.
- آقای داوری، موضوع سنگربانی احتمالی شما در تیم ملی فوتبال ایران از اخبار داغ فوتبال ایران در این روزهاست. از آخرین وضعیت دعوت فدراسیون فوتبال ایران از شما برای حضور در اردوی تدارکاتی تیم ملی ایران برای دیدار مقدماتی جام ملتهای آسیا در برابر تیم ملی لبنان در روز ۱۸ بهمن تعریف کنید.
تماس من با فدراسیون فوتبال ایران از طریق مدیر برنامههایم صورت گرفت. روز ۵ بهمن دعوت رسمی مسئولین فوتبال ایران برای حضورم در ترکیب تیم ملی ایران در دیدار با لبنان (که در روز ۱۸ بهمن برگزار میشود) به دستم رسید. من در روزهای گذشته چندین دفعه با مربی دروازهبانان تیم ملی ایران و برخی دیگر از مقامات فدراسیون در تماس بودم. از این دعوت خیلی خوشحال شدم. اما فعلا با یک مشکل زمانی اساسی رو به رو هستم. فقط ۲ روز بعد از بازی برای تیم ملی ایران باید با تیم باشگاهیام "آینتراخت برانشوایگ" در چارچوب دیدارهای هفته ۲۱ بوندس لیگای دسته دوم آلمان در برابر تیم "فا.اف.ار. آلن" به میدان بروم. خیلی دوست داشتم دعوت به تیم ملی ایران را علیرغم این محدودیت زمانی بپذیرم. خیلی در مورد حل این مشکل زمانی که همچنین با موقعیتهای پرواز بین ایران و آلمان و در نظر گرفتن استراحت لازم نیزهمراه بود، فکر کردم. سرانجام متاسفانه به این نتیجه رسیدم که این کار به احتمال قوی عملی و منطقی نیست. امیدوارم برای دیدارهای بعدی دوباره به تیم ملی فوتبال ایران دعوت شوم و تداخل تقویم بازیهای ملی با دیدارهای باشگاهی دیگر موجب ایجاد چنین محدودیت های زمانی برایم نشود.
- اما شما اشاره کردید که اصولا تصمیم خود را گرفتهاید که پیراهن تیم ملی فوتبال ایران را بپوشید. آیا این نکته اساسی را نیز به طور شفاف به مسئولین فدراسیون و تیم ملی ایران گفتید تا سوءتفاهمی ایجاد نشود و مطبوعات داخل ایران به حرف و حدیثسازی بی مورد در این رابطه نپردازند؟
بله. من به آنها گفتم که با کمال میل در خدمت تیم ملی فوتبال ایران خواهم بود و این تصمیم اساسی را گرفتهام که برای این کشور بازی کنم. من در گفت و گو با مربی تیم ملی ایران به این مسئله تاکید کردم. حالا امیدوارم که باز هم دوباره به اردوی تیم ملی ایران دعوت شوم. ولی فعلا در مورد دعوتهای بعدی به تیم ملی خبری ندارم. دیدارهای سرنوشتساز ایران برای صعود به جام جهانی ۲۰۱۴ در خرداد ماه خواهد بود. من در این مقطع زمانی خوشبختانه هیچ محدودیت زمانی برای حضور در اردوی تیم ملی فوتبال ایران نخواهم داشت.

- چگونه وضعیت و موضع فعلی خود را به اطلاع مسئولین تیم ملی فوتبال ایران رساندید؟ آیا آنها سرانجام توانستند وضعیت مشکل شما پیرامون حضور در دیدار روز ۱۸ بهمن با لبنان را درک و در این باره ابراز تفاهم کنند؟
من شفاف این چالش را توضیح دادم که کمتر از ۲ روز فاصله زمانی بین دیدار ایران با لبنان در تهران و برانشوایگ با آلن در آلمان مانع حفظ آمادگی من برای حضور در دیدار باشگاهی خواهد شد. این مسئله همچنین جایگاه من در تیم آینتراخت برانشوایگ را نیز به خطر خواهد انداخت و احتمال دارد که من به علت عدم برخوردار بودن از آمادگی مطلوب، ناگهان بر روی نیمکت ذخیره تیم قرار بگیرم. مربی هم یقینا حق دارد چنین تصمیمی بگیرد. پس ذخیرهنشین شدن من در تیم آینتراخت برانشوایگ در نهایت نه به سود تیم ملی فوتبال ایران خواهد بود و نه به نفع خود من.
- برای کسانی که هنور شناخت و آگاهی کافی از شخص شما ندارند، لطفا از ریشه و نسبت خودتان با ایران تعریف کنید.
پدرم ایرانی هست. من از زمان کودکی پاسپورت ایرانی دارم. تمام اقوام خانواده پدری من در ایران زندگی میکنند. من در سنین کودکی دفعات زیادی به ایران سفر کردم و به دیدار خانوادهام در آنجا رفتم.
- جالب اینجاست که مادر شما لهستانی است اما خودتان در کشور آلمان متولد و بزرگ شدید. به این ترتیب شخصیت شما به طور عمیق با سه فرهنگ ایرانی، لهستانی و آلمانی شکل گرفته است. این سه ریشه متفاوت را چگونه با هم هماهنگ میکنید؟
بله، دقیقا. مادر من لهستانیتبار است و من در آلمان با سه فرهنگ متفاوت رشد کردهام. متاسفانه در دوران کودکی موفق به یادگرفتن هر سه زبان نشدم. افسوس! واقعا از این موضوع ناراحتم. اما آشنایی از نزدیک با سه فرهنگ آلمانی، ایرانی و لهستانی بسیار جالب است. از "سه فرهنگی" بودنم خوشحالم. تماس با اعضای خانواده ایرانیام و همچنین با اقوام لهستانیام در کنار ارتباط با محیط آلمانی، افق دید من را وسیعتر میکند.
- بار آخر چه زمانی در ایران بودید و تسلط شما به زبان فارسی در چه حد هست؟
۶ سال هست که از آخرین سفرم به ایران می گذرد. زبان فارسی را روی هم رفته میفهمم. اما در حال حاضر صحبت به زبان فارسی هنوز برایم سخت است. اما برای حل این مشکل یک ساله که در شهر برانشوایگ در کلاسهای مخصوص فراگیری زبان فارسی شرکت میکنم و در این زمینه پیشرفت داشتهام. اگر این موقعیت برایم وجود داشته باشد که با فارسیزبانها بیشتر در تماس باشم، زبان فارسیام راه خواهد افتاد.
- سال ۲۰۱۳ میلادی میتواند به فاز طلایی در دوران فعالیت شما به عنوان فوتبالیست حرفهای تبدیل شود. شما با تیم باشگاهی تان صدرنشین بوندس لیگای ۲ آلمان هستید و در آستانه صعود به بوندس لیگای ۱ قرار گرفته اید. با تیم ملی فوتبال ایران نیز از موقعیت جدی راه یابی به جام جهانی ۲۰۱۴ برخوردارید.
صددرصد! بخت ما برای صعود به بوندسلیگای ۱ در این سال بسیار مناسب است. همه توان خود را برای رسیدن به این هدف بزرگ متمرکز کردهایم. میخواهم در کسب این موفقیت و همچنین در صعود تیم ملی ایران به جام جهانی حتما سهیم باشم.
- تا چه مقدار وضعیت و روند تیم فوتبال ملی ایران را در طول سالهای گذشته دنبال کردید؟
من مرتب نتایج تیم ملی ایران را پیگیری میکنم. همیشه دوست داشتم که ایران در جامهای جهانی حضور داشته باشد. به لیگ برتر ایران زیاد آشنا نیستم. خاطره فراموش نشدنی من تماشای دیدار ایران با پرتغال در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان از نزدیک بود. من در آن روز به عنوان طرفدار تیم ایران در ورزشگاه شهر فرانکفورت بودم و ملیپوشان ایران را تشویق کردم.
- قابلیتها و خصوصیات ویژه دروازهبانیتان را به چه صورت میتوانید توصیف کنید؟
من دروازهبانی نیستم که تمایل کارهای نمایشی داشته باشم. سبک بازی من منطقی است. قابلیتهای فنی من در سطح بالاست. با هر دو پا توانایی شوتزنی دارم. در طراحی بازی به این شکل فعال هستم که با واکنشهای سریع، پرتابها و ضربههای کاشته از محوطه جریمه خودمان، مقدمه حرکتهای سرعتی و انتقالی را برای تیممان فراهم میکنم. به این طریق در بازیسازی تیم خود نقش فعال دارم. دفع به موقع سانترهای حریف و تشخیص صحیح روند بازی در لحظات بعدی، از دیگر قابلیتهای من هست.
- با توجه به کنارهگیری موقت مهدی رحمتی از سنگربانی تیم ملی فوتبال ایران، شما در حال حاضر بزرگترین امید برای ایجاد ثبات در وضعیت دروازهبانی تیم ملی فوتبال ایران هستید. در پایان چه پیامی برای طرفداران تیم ملی فوتبال ایران دارید؟
همان طور که گفتم من اصولا تصمیم گرفتهام که برای ایران به میدان بروم. حضور در تیم ملی فوتبال ایران همیشه آرزوی من بود. برایم خیلی تلخ است که نمیتوانم در بازی روز ۱۸ بهمن ایران مقابل لبنان شرکت کنم. امیدوارم در بازی بعدی ایران که روز ۲ فروردین در کویت مقابل تیم ملی کویت برگزار میشود، پیراهن تیم ملی فوتبال ایران را بر تن داشته باشم.
شروین مرادزاده سرابی، Sherwyn Sarabi کودک نابغه سه ساله ایرانی مقیم انگلستان، از سوی انجمن جهانی تیزهوشان – منسا (MENSA) حائز عنوان خردسالترین نابغه جهان شد.

اگرچه اغلب والدین در باهوشی فرزندانشان مبالغه میکنند، اما این قضیه در مورد والدین شروین سرابی صدق نمیکند. گفته میشود شروین یک سال و نیمش بود که استفاده از آیفون و آی پد را خودش یاد گرفت و به یادگیری پرچم کشورها پرداخت. مهر آفرین مقیمی (که انگلیسیها او را آماندا میخوانند)، مادر شروین که ۳۵ سال دارد و قبلا معلم بوده میگوید در سن ۱۸ ماهگی متوجه شوق شروین به یادگیری شد. پدر شروین مهدی مرادزاده سرابی ۳۷ ساله ایرانیالاصل است که در رشته مدیریت معماری و ساختمان تحصیل میکرده اما در اثر یک تصادف نتوانست به تحصیلاتش ادامه دهد.
شروین از ۱۰ ماهگی شروع به تکلم کرد و در۲۰ ماهگی میتوانست جملات را کامل ادا کند. در سن دوسالگی قادر بود ضمن شروع به خواندن، تا ۲۰۰ شمرده و با تشخیص پرچم کشورها نام آنها را بگوید. وی همچنین توانایی نام بردن سیارات منظومهشمسی و اعضای بدن انسان و اندامهای داخلی آن را داشت (ویدئوی زیر از ۲:۴۰ به بعد).
علاوه بر ضریب هوشی بالا، از دلایل دیگر پیشرفت شروین این بود که مادرش معلم و متخصص تدریس است و تصمیم گرفت که کار خود را رها کند و با فرزندش از کودکی در خانه بماند و به شروین خواندن را یاد بدهد. نکته جالب دیگر در مورد پدر و مادر شروین سرابی اینست که آنها زیاد علاقه به فرستادن او به مدارس نوابغ یا معروفیت و پولسازی او ندارند و میگویند او باید از کودکی خود نیز لذت ببرد.
به گزارش دیلی میل انگلیس متوسط ضریب هوشی مردم جهان حدود ۱۰۰ است. داشتن ضریب هوشی ۱۳۶، شروین را در زمره معدود افراد باهوش دنیا قرار داده است، زیرا تنها یک درصد در جهان دارای این ضریب هوشی منحصر به فرد هستند. گفته میشود کیم اونگ یونگ Kim Ung-Yong کرهای که ۵۱ ساله است و با ضریب هوشی ۲۱۰ با هوشترین انسان شناخته شده، از ۶ ماهگی شروع به صحبت کرده و در ۱۶ سالگی دکترای فیزیک از دانشگاه کلرادو آمریکا را گرفت.






